محمد بن زكريا الرازي
59
منصوري في الطب ( فارسى )
[ مقدمهء مؤلف ] بنام خداوند بخشنده ، بخشاينده هيچ خوشبختى جز بدست خدا نيست پس بر او تكيه كردم و كارم را به دو واگذاردم . امّا بعد « 1 » : شايسته است هر آدمى خرد خود را در هنرهايى كه اندكى از آن مىداند پرورش دهد كه در هنگام نياز و برخورد با آن از آن سود ببرد چه آدمى از هيچ هنرى كه نيازمند آن است ، بىنياز نمىباشد . بر اوست كه هرچه براى استوارى تن و چگونگى نگهدارى و پاييدن آن نياز است ، خوب بشناسد . اين دانشى است بس پيچيده و دقيق كه براى
--> ( 1 ) . پيشگفتار دستنوشته ( تيمور ) بدينگونه آغاز مىشود : بنام خداوند بخشنده بخشاينده ، سپاس مر خداى جهانيان و سرانجام نيكو از آن پرهيزگاران و درود او بر بهترين زادهشدگان ، كه مردم را به پرستش بهترين پرسششدگان دعوت كرد و بر خاندان پاك او باد . بدان كه هيچ جنبش و نيرويى نيست مگر بخواست يزدان بزرگ . بو بكر محمد پور زكرياى رازى گفت من براى سردار بزرگ امير منصور پور اسحاق پور اسماعيل پور احمد اين كتاب را گرد آوردم . چه شايسته است هر آدمى خرد خود را پرورش . . . در رونويس ( اوقاف ) بدينگونه آمده است : بو بكر محمد پور زكريا رازى كه خداوند وى را بيامرزد گفت : من براى سردار بزرگ ، و سرورم و فرزند سرورم بو صالح منصور پور اسحاق كه ايزد ماندگارى او را دراز گرداند ، اين كتاب را در كلياتى ، سخنانى ، چشمههايى و گوشههايى از هنر پزشكى گرد آوردم و از كوتاهگويى و كوتاهنويسى خود را رها كردم و در آن چگونگى پاسداشت تندرستى و درمان بيمارىها و فرايندهاى و پيامدهاى پس از آن كه همواره رخ مىدهد و هميشه بدان نياز هست و آن را بايد فراخواند . و امكانى را فراهم مىسازد و بيشتر انديشه و نظر با پزشكان است كه در آن شريك گردند و از آنچه روى ندهد مگر در زمانهاى طولانى و آنچه براى شناخت آن نياز به ژرفنگرى و گزافهگويى در هنر باشد از ياد كرد آنها درين كتاب خوددارى كردم و كتابم را در ده گفتار و هر گفتار را در بخشهايى كه با حروف ( ابجد ) است آورده تا بگونهاى شايسته مراتب عددى آن در پى هم آمده تا يافتن هر مطلب بوسيله آنها آسان شود . و از خداوند توفيق يارى دادن در راستاى رضايت امير و نزديك شدن و همنشينى با او را خواهانم .